در نقطه ی آغاز که هیچگاه آغازی نداشت تمامی اتفاقها در حال انجام بودند و نقطه ی آغاز کاملا بی معنی است. شروع خلقت کاملا بی معنی است آغاز همیشه ذهنیتی از شروع را در خود نهفته دارد و قبل از شروع باید سکون مطرح باشد اما سکون نمی تواند مطرح باشد زیرا بر طبق آنچه گفته شد هر نقطه در هر لحظه از بی نهایت زمان صرفا به این دلیل که وجود دارد باید تاثیر داشته باشد. پس در همیشه ی زمان، تاثیر وجود داشته است و اما این تاثیر نمیتواند دارای نقص و کمبودی باشد زیرا اطلاعات مطلق دارای کمبود نیست. آگاهی بی نهایت موجود در ذره ذره ی بی نهادیتِ وجود, به علت مطلق بودن نه  نیازی به کم کاری دارد نه نیازی به پرکاری؛ زیرا با توجه به مطلق بودن اطلاعات عالیترین کاررا به انجام می رساند.

چرا جسم به حس تبدیل می شود؟

 هر چیزی که در محیط شما وجود دارد توسط تصویر در ذهن نیمه هشیار شما، حس تولید میکند تا تصویری از چیزی نداشته باشید نمیتوانید احساسی را درک کنید.

تصاویری که ساخته می شوند معمولا سه دسته هستند:

1. تصویری که از خود دارید.

2. تصویری که از خواسته های خود دارید.

3. تصویری که از هستی و وجود دارید.

  • تصویری که از خودتان دارید:

در حقیقت حجم، اندازه و ظرفیت شما را تعیین میکند در یک پاکت یک کیلویی اگر 100 کیلو آجیل بریزید تنها یک کیلوی آنرا نگه میدارد این شما هستید که با بزرگ کردن تصویری که از خودتان دارید ظرف بزرگتری خواهید شد برای پر شدن از خواسته هایتان و زمانیکه تصویر خود را بزرگ می کنید در حقیقت ظرفیت خواسته های خود را افزایش میدهید…درمحلی آرام بنشینید و با پاک کردن ذهن نیمه هشیار خود، تمامی برچسب هایی را که از زمان کودکی به خودتان یا دیگران بر پیشانی شما زده اند پاکسازی کنید و آنگونه که میخواهید خودتان را ببینید.

  • تصویری که از خواسته های خود دارید :

بسیار مهم است اگر توانستید درخواست یک قصر را در حد خرید یک خودکار کم اهمیت و قابل دسترس ببینید، به آن خواهید رسید.

زمانی که درخواست های خود را بزرگ می پندارید در حقیقت احساس دست نیافتنی بودن آن را از خود ساطع میکنید و در نتیجه برای شما غیر قابل دسترس خواهد بود.

 در مرحله سوم مهم است که چه برداشتی از نظام هستی و کلیت وجود دارید اگر تمامی عالم را فلک پادشاهی خود بدانید خواهید توانست تمامی کاینات را در خدمت عالی ترین رشدهای خود و دنیا قرار دهید.

به این نکته توجه کنید که دقیقا با چه مکانیزمی خواسته ی شما که اکنون به صورت یک جسم است، در شما احساس تولید میکند؟

تا باور شما به تصویر تبدیل نشود، احساسی ایجاد نخواهد کرد. برای نمونه زمانی که جمله ی با مفهومی را به صورت کلمات به هم ریخته می خوانید احساسی در شما تولید نمیکند زیرا تصویری از آن ندارید و به همین دلیل است که چون انسان موجودی تصویری است، حتما باید تصویری تهیه شود.

اگر در تصویر دقت کرده باشید تصویر سه بعدی سیب احساسی را در شما ایجاد خواهد کرد اما ایجاد این حس کاملا مشروط است. مشروط به اینکه شناخت کافی(به اندازه ای که احساس شدید در شما ایجاد کند)از آن موضوع داشته باشید که برمیگردد به ذخیره های ذهن نیمه هشیارشما. اگر در ذهن نیمه هشیار خود تصویر کامل و پراحساس از چیزی که می خواهید ندارید، دنبال تصویرهایی بگردید که این احساس را تولید کنند.

موسیقی نیز کمک موثری در این رابطه خواهد داشت. زمانی که کاملا از این تصویر متاثر شدید احساس در شما تولید خواهد شد. چرا احساس تولید میشود؟ برای ذهن ما، تصویر مجازی با حقیقی یکی است بنابراین با تصاویر مجازی میتوانیم اجسام حقیقی بسازیم و این همان کاری است که ذهن شما انجام میدهد.

به عبارتی ساده با مکانیزم بسیار پیچیده ای که ماهیت آن به هیچ عنوان قابل جذب نیست تصاویر را به حس تبدیل می کنید.

اگر به شکل دقت کنید خواهید دید که جسم به سرعت نور به توان دو ضرب می شود تا به حس تولید شود و بالعکس به توان دو تقسیم میشود تا جسم تولید کند. هرچقدر احساس شما قوی تر باشد تولید عالی تر خواهد بود. روند تبدیل انرژی به ماده کندتر است و به همین دلیل صبر تنها چیزی است که موانع سر راه را از بین خواهد برد.

نتیجه: روند تبدیل جسم به احساس بسیار ساده است و به همین ترتیب روند تبدیل احساس به جسم نیز روان و ساده است. کافی است باورهای قبلی را که تلاش و موانع مالی را موثر میداند از ذهن خود حذف کنید. به خاطر داشته باشید خالق زندگی خود هستید و باید مواظب احساس های خود باشید و قبل از آن تصاویر خود را تصحیح کنید.

  • تصویر شما از خودتان:

تصویر و ذهنیت شما همان زندگی شماست به عبارت دیگر شما ذهن خودتان هستید آیا باور کردن این مسئله مشکل است که تمام محتوای ذهنتان که در نهایت به تصاویری پراحساس بدل شده و در ذهنتان رسوب میکنند، سازنده ی تمامیت شما هستند؟ زیرا شما غیر از ذهنتان نیستید. اگر به این نکته دقت کرده باشید درمی یابید که ذهنیات شما در نهایت به تصویر تبدیل می شود. ذهنیات شما در مورد خودتان نیز به تصویر تبدیل می شود بنابراین به راحتی می توانید بگویید که در واقع خودتان همان تصویری هستید که از خودتان دارید مطمعن باشید نه فراتر از تصویرتان خواهید بود و نه حقیرتر از آن زیرا زندگی و جسم شما هولوگرام سه بعدی فکر شماست.

این مسئله را زمانی به راحتی در می یابید که در روزو  زمان های مشخصی و در وضعیتی یکسان، در ساعتی احساس شادی و خوشبختی داشته اید و در لحظه ای بعد احساس بد و ناخوشایندی داشته اید به هر حال این شما بودید که با ذهن خودتان به آن فضا تجسم بخشیدید و با تصویری که از خودتان داشتید زندگی خودتان را شکل دادید بنابراین فقط و فقط تصویر خود هستید و غیر از آن چیزی وجود ندارد.

تا زمانی که کسی نخواهد تغییر کند، اگر همه ی عالم هم جمع شوند، نمی توانند او را تغییر دهند. شما نیز تا زمانی که به راستی آماده ی تغییر و از شرایط فعلی خسته نشده باشید، نه روانشناسان، نه روش های مثبت اندیشی و نه کتب خود درمانی، هیچ یک نمی توانند به شما کمکی بکنند.

از این پس تصمیم بگیرید به عنوان فرمانده زندگی خود، دیدگاه تازه ای داشته باشید. دیدگاه تان باید بر این اصل استوار باشد که همواره می توانید رشد کننید و ذهن تان همان ابزاری است که می تواند در این مسیر کمکتان کند تا به سعادت برسید.

فهرست