“انسان ها همیشـه مسیـر را مشخـص می کننـد نه هدفشـان را!…

اینست راز شکست!…

نظام هستی چنان طراحی شده که آرزوهایتان تماما انجام شود!… یعنی آن چه از ذهن شما گذشته و برای شما معنی داشته باشد و نسبت به آن احساس تولید کنید، باید با تمام جزییات، از مسیرهای خاصی به عرصه ی فیزیکی وجود داخل شده و در اختیار شما قرار گیرد… بعبارت ساده تر هدف ها و تمناهای قلبی شما یکی یکی ظاهر شده و در دستهای شما قرار می گیرند!

راههایی برای رسیدن به هدفتان در نظر می گیرید!که معمولا تمامی این مسیرها با مشکل مواجه می شوند و گاهی اوقات نیز فقط بخشی از مسیرهایتان ، همراه با استرس و تنش زیاد، به تحقق بخشی از هدف اصلی منجر می شوند.

این مورد برای همه ی انسانها پیش می آید. می بینید که برنامه ریزی های مردم برای رسیدن به آرزوهایشان، به “بن بست” میرسد!… حساب و کتاب های پیچیده و عجیب و غریب مهندسین، متخصصان و صاحبان پروژه ها، به بن بست های نسبی می رسد و آنها را با مسایل و مشکلات روانی روبرو می کند…تلاشهای انسانی ، در ابعاد مختلف، با شکست روبرو میشود…و این ماجرا همچنان ادامه دارد و خواهد داشت. مردم شکست ها را تجربه می کنند اما هرگز متوجه نمی شوند که هدف های ذهنی و انسانی آنها، هر لحظه در حال انجام است و آنها فقط خودشان را با افکار بیهوده آزار می دهند!!! به همین دلیل بعد از مدتی خسته می شوند و ناامید و عصبانی، با تمام زندگی و اطرافیانشان به گونه ای خشونت بار یا مایوسانه برخورد می کنند….

…….پس چـه بایـــــد کـرد؟؟…….

دقت کنید شما باید فقط به هدف هایتان متمرکز شوید نه به مسیرهای رسیدن به آن ها…. از کودکی یاد داده اند که برای انجام کارها به مسیرهای آنها بیندیشید!…

برای مثال در این جمله دقت کنید…. شما معمولا به صورت یک خواسته ی همگانی، چنین می خواهید” دوست دارم خانه ای بزرگ داشته باشم تا با آرامش کامل در کنار خانواده زندگی کنم.”

در این جمله، خانه ی بزرگ را وسیله ای برای آرامش در نظر گرفته اید اما شما چنین حقی ندارید!…چون در یک عمر چند ساله هیچ اطلاعی از شرایط آرامش واقعی و راههای رسیدن به آن را ندارید! اما در نظر گرفتن چنین مسیری، از نجربیات شما حاصل شده است و ارزشی ندارد… شما از کودکی، از بزرگترها شنیده اید که گفته اند” زندگی در خانه ی بزرگ انسان را به آرامش میرساند!”

بنابراین شما هم آن را ملاک زندگی آرام قرار داده اید!… در حالی که اینطور نیست….انسانهای بدبخت و آشفته ی زیادی را دیده اید که در خانه های مجلل و ویلاهای بزرگ سرسبز زندگی می کنند و در عین حال، زندگی عجیب و ناهنجاری دارند و بالعکس…

بهرحال، با گفتن این جمله، آرامش کامل را از زیباترین و عالی ترین مسیرها تجربه خواهید نمود. در حالی که هرگز خبری از خانه ی بزرگ نخواهد شد….

صادقانه فکر کنید… آخر شما که هدفتان داشتن خانه ی بزرگ نبود…شما فقط می خواستید آن را وسیله ای برای رسیدن به هدفی بزرگ به نام “آرامش کامل” قرار دهید!

اما نتیجه گیریشما عجیب است. شما تصور میکنید به خانه و خواسته ی خود نرسیده اید و ناامید می شوید!… در حالی که:

اولا چند روز یا چند ماه بعد، تمامی ناآرامی های زندگیتان، بدلیل درخواست شما تمام می شود و به آرامش کامل می رسید…اما حتی متوجه این آرامش هم نمی شوید! چون می خواستید صاحب خانه ای بزرگ شوید سپس به آرامش کامل برسید!!!

ثانیا چون خانه ی شما به دستتان نرسیده است، کلا قانون را منکر می شوید و می گویید: ” اصولا آرزوها و رویاها برآورده نمیشوند” و پس از آن قصد می کنید با تلاش و برنامه ریزی های خودتان به آرزوهایتان برسید….

بازی شروع می شود…. برنامه ریزی ها و دوندگی ها، زدوبندها، احتکارها، گرانفروشی ها، کم فروشی ها و کلاهبرداری هاباعث میشوند که تمامی احساس های زیبا را از دست داده و با ” بدفکر کردن هایتان” تمامی آرامشهای وجودتان را از بین ببرید.

تاریخ بشر شاهد، شاهد ناهنجاری هی جسمی، روحی و روانی ثروتمندان مقتدری ست که هرگز روی آرامش را ندیده اند… در حالی که از نظر مردم، در رفاه و آرامش بوده اند و دیگران، حسرت زندگی آن ها را می خورده اند…

راکفلر، مرد نفت آمریکا و ثروتمندترین مرد زمان خودش، در پنجاه سالگی افسردگی گرفت و دست به خودکشی زد! چرا که می گفت: ” مردها و زن ها فقط به خاطر پول من، به زندگی من داخل می شوند…” دقت می کنید؟! هرچقدر هم ثروتمند شوید، به راکفلر و امثال او که نخواهید رسید!!! پس محالست بتواند پول را وسیله ای برای رسیدن به آرامش کامل قرار دهید.

برای طرح صحیح خواسته هایتان، کافیست ذهن خود را مرتب کنید و هدف و وسیله را با هم اشتباه نکنید…

  • اگر خانه می خواهید، فقط خانه بخواهید…
  • اگر آرامش می خواهید، فقط آرامش بخواهید…
  • اگر کسی وارد زندگی تان شده است که ناآرامی به ارمغان آورده است، حذف او را نخواهید بلکه آرامش واقعی را بخواهید، طلب حذف او، نگاهش می دارد!…طلب آرامش، او را دور می کند…
  • اگر رشد عالی فرزندانتان را می خواهید، خودتان تصمیم نگیرید که فلان آموزشگاه، دانشگاه یا مدرسه برایش خوب است…(از کجا می دانید؟ روی حرف چه کسانی حساب می کنید؟از کدام تجربه ناقص و غلط خودتان یا دیگران استفاده می کنید؟)… فقط رشد عالی او را بخواهید، راهنمایی خواهد شد که از چه مسیری به آن رشد عالی برسید…
  • نگویید اگر پول زیاد داشته باشم به فلان مردم خدمت می کنم…. از کجا می دانید که می توانید با پول زیاد به چنین هدفی برسید؟ شما فقط هدفتان را مشخص کنید و آن را باور کنید تا جایی که آن را زندگی کنید! پس تنها خدمت را هدف قرار دهید، وسیله هایش از راه میرسند…وسیله هایی که هرگز تصورش را هم نمی کردید….
فهرست